تبليغاتX
فلسفه تاریخ
مختصرهای در مورد تاریخ و فلسفه

مجسمه Laokoon  و دو پسرش در جدال با دو مار دریایی

پس از ۱۵۰۰ سال از ناپدید شدن Laokoon این با ارزش و زیبا ترین ترین مجسمه از مرمر دوره باستان ۵۰۰ سال پیش ، در سال ۱۵۰۶، در مزرعه ای در نزدیکی رم دو باره پیدا شد . پاپ پس از اطلاع آرشیتکت واتیکان را به مکان یافت مجسمه می فرستد و بطور اتفاقی نیز Michelangelo در محل حضور داشت. مجسمه به واتیکان منتقل می گردد. در باره کم تر مجسمه ای تا به این حد بحث و نظر های مختلف ابراز شده است. هنر شناس آلمانی  Winckelmann و فیلسوف Lessing نظر های مختلفی را در رابطه با این مجسمه بیان نموده اند. این مجسمه توسط ۳ مجسمه ساز از جزیره Rohdos در یونان پیکر تراشی گردید. حکایت می شود که کشیش شهر ترویا، Laokoon، در زمان جنگ با یونانیان به شهروندان هشدار می دهد که از آوردن اسب چوبی که جنگ جویان یونانی خود را در بدنه آن پنهان کرده بودند به داخل حصار شهر خوداری کنند. اما خدا Athene که در این جنگ از یونانیان حمایت می کرد برای ساکت کردن Laokoon دو مار زهری بزرگ دریایی را به جان او و دو پسرش انداخت. کم تر اثر هنری توانسته است درد یک انسان را به این نوع که این مجسمه نشان می دهد آشکار کند. 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 14:28  توسط چوبینه  | 

تراژدی "ایرانیان"

 

"ایرانیان" نام یکی از نمایشنامه های شاعر یونانی ( 525 - 456) Aischylos   قبل از میلاد است که در سال 472 نوشته و به صحنه آورده شد. موضوع تئاتر شکست خشایارشا در جزیره Salamis (یونان) می باشد. بااینکه محتوای این نمایشنامه یک واقعه تاریخی است و 8 سال بعد از حمله ایرانیان به نمایش گذاشته شد شاعر این قطعه را بیک اسطوره تبدیل میکند. به عقیده Aischylos خدایان باعث شکست ارتش خشایارشا شدند. خشایار شا با حمله به یونان خدایان را بر علیه خود خشمناک نمود. تبدیل کردن یک واقعه تاریخی به اسطوره نشان دهنده درک این تراژدی نویس از تاریخ می باشد. برای Aischylos تاریخ و اسطوره یک مفهوم دارند. Aischylos در جنگ اول ایرانیان و یونانیان ( ماراتن) شرکت داشت.

 صحنه نمایش "ایرانیان" مکانی درنزدیکی شوش می باشد.
Aischylos در این تراژدی ایرانیان و یونانیان در مقابل یک دیگر قرار نداده است و فقط ایرانیان هستند که صحنه نمایش را در اختیار دارند و به جریان جنگ نیز بطور مستقیم اشاره نمیشود.  اشاره کوتاهی به مضمون این تراژدی:

تئاتر با کُر اعضای مجلس که در غیبت خشایارشا اداره مملکت را بعهده دارند در شوش شروع می شود، آنها در این آواز دست جمعی اشاره می کنند به ارتش عظیم خشایارشا که عازم یونان می باشد و از ملتهای مختلف تشکیل شده است ، نام فرماندهان و نوع اسلحه ها خوانده می شوند. اما کُر ناراحت و نگران بنظر میرسد و از خود سوال میکنند که چه سرنوشتی در انتظار سپاهیان ایران است. تماشاگر متوجه می شود که کُر خیلی مطمئن نیست که ارتش در یونان پیروز گردد. کُر نگران از جنگ دریائی است، چرا که تجربه ایرانیان در نبردهای زمینی می باشد. کُر همچنین شکایت میکند که چرا خبری از شاه دریافت نکرده است. شروع تئاتر نشان دهنده نگرانی نمایندگان شاه از این جنگ می باشد. بعد از صحنه اول که از کُر تشکیل شده است مادر خشایارشا، آتوسا، با همرایان با یک کالسکه ظاهر می گردد. نوع کالسکه و لباس و همرایان نشانی است از عظمت امپراطوری ایران که در وجود مادر شاه خود را نشان می دهد. اعضای کُر در مقابل مادر شاه تعظیم می کنند. علت آمدن ملکه به پیش نمایندگان شاه (کُر) خواب هراسناکی است که او شب قبل در باره ارتش ایران و پسرش دیده است. آتوسا در این خواب خشایارشا را می بیند که از ارابه جنگی بزمین افتاده است. گفتار همسر داریوش نشان می دهد که او نگران امپراطوری و پسرش خشایارشا می باشد. اعضای کُر به ملکه پیشنهاد می کنند که برای نجات و پیروزی ارتش باید از خدایان و داریوش کمک گرفت.
آتوسا این پیشنهاد را می پذیرد و قبل از اینکه برای نیایش و هدیه دادن (قربانی) به خدایان برای نجات ارتش به قصر بر گردد از نمایندگان در باره یونان سوال می کند که آتن کجا قرار گرفته و از چه قدرتی ارتش یونانیان برخوردار است و چه نوع اسلحه آنها استفاده می کنند و آیا یونانیان ثروتمند هستند و چه نوع حکومتی در آتن وجود دارد. نمایندگان اطلاعات را به مادر شاه می دهند که ارتش یونان قوی میباشد و در جنگ قبلی (جنگ مآراتن) ارتش ایرانیان را شکست داده است .
صحنه بعدی رسیدن یک قاصد از آتن به شوش می باشد که خبر شکست خشایار شا را به نمایندگان می دهد و بدین ترتیب خواب ملکه به واقعیت تبدیل می گردد. قاصد چگونگی از بین رفتن ناوگان دریائی ایرانیان را توضیح میدهد. اضطراب و نگرانی نمایندگان و آتوسا پس از شنیدن خبر شکست تبدیل به افسردگی و ماتمزدگی می شود. مادر شاه از قاصد میخواهد که تمام اتفاقات که باعث شکست ارتش گردیده توضیح بدهد و از سرنوشت پسرش سوال میکند. قاصد به ملکه میگوید که شاه زنده است. آتوسا از پسرش در مقابل نمایندگان دفاع میکند و معتقد است که این خدایان هستند که سرنوشت انسانها را تعیین می کنند و ادامه می دهد که اشتباه بود که خشایارشا برای گرفتن انتقام شکست ماراتن به یونان حمله کند.
قاصد چگونگی کشته شدن فرماندهان سپاه ایران را با نام آنها تشریح میکند. فرمانده 1000 سرباز بنام
Dadakes که به ضرب نیزه کشته و به دریا سرنگون می شود. جنازه rsanes ، Lilalis و Argestes بر روی آب شناور بودند و مانند بزهای کوهی که سرشان را به سنگ میزنند سر آنها به صخره ساحل اصابت میکرد و همچنین فرمانده 250 کشتی به نام Thaytsis که به ضرب نیزه کشته می شود و در آخر از کشته شدن یک فرمانده یونانی به نام Syennesis.
در صحنه بعدی دو باره مادر خشایارشا به نزد کُر بر می گردد اما بدون کالسکه و با لباس عزا. کُر با نیایش از داریوش تقاضا میکند که از قبر برون آید. داریوش از قبر بیرون و به صحنه می آید. اتوسا پسرش را درمقابل پدر مورد حمایت قرار می دهد و او را مقصر شکست نمی داند. داریوش پس از شنیدن خبر کامل شکست در
Salamis پیشگوئی می کند که ارتش ایران در Plataiai نیز شکست خواهد خورد و اضافه میکند که خدایان و جوانی پسرش باعث به وجود آمدن این فاجعه شده اند. اما پسرش را مقصر اصلی میداند، چون او مرزی را که خدایان تعیین کرده بودند نادیده گرفت. او پس از لحظه ای صحنه را ترک می کند. آواز بعدی کُر تجلیل از داریوش میباشد و اشاره به عظمت ایران در زمان او. پس از رفتن داریوش خشایارشا تنها و بدون ارتش با لباسی پاره به وارد صحنه می شود.
کُر با آوازی غم انگیز شاه را تا قصر همراهی می کند.
اما چون
Aischylos شکست ایرانیان را یک مصیبت (tragic) میداند که مسئول آن خدایان هستند پس دیگر نمی توانند یونانیان این پیروزی را از آن خود بدانند. خدایان بودند که پیروز شدند. شاعر یک شووینیست نمی باشد و با اینکه ایرانیان به یونان حمله کرده بودند حس انتقام جوئی ندارد او حتی با ارتش شکست خورده ایرانیان نیز همدردی می کند. او این تئاتر را نه از دید یونانیان بلکه از دید ایرانیان به صحنه آورد.
Aischylos داریوش را با خدایان مقایسه می کند و همانطور که Homer قهرمانان یونانی در جنگ ترویا را می ستاید او نیز شاهان ایرانی را مانند قهرمانان یونانی مورد ستایش قرار میدهد. اما از طرف دیگر Aischylos پیشگوئی می کند که با شکست خشایار شا ملتهای تحت سلطه دولت ایران آزادی خود را بدست می آورند. قطعه ای در این مورد از "ایرانیان":

„ دیگر در آسیا انسانها مطیع قوانین ایران نی ستند
دیگر زمان پرداخت مالیات به پایان رسیده
دیگر انسانها نباید در مقابل شاه زانو بزنند
و دستورهای او را به پذیرند
سرنگون شد شاه بزرگ
دیگر زبانها تحت کنترل نمی باشند
آزاد شدن انسانها برای گفتن آزاد، از موقعی که زور از بین رفت“

Aischylos در زمان رفرم سیاسی در آتن زندگی می کرد،حکمران آتن Ephialtes در سال 462 با سلب قدرت از قشر آریستوکراتی دموکراسی را در آتن توسعه بخشید.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1384ساعت 23:54  توسط چوبینه  | 

خوشبختی

فیلسوف یونانی Epikur اشاره می کند که اگر قصد دارید شخصی را خوشبخت کنید به ثروت او چیزی اضافه نکنید، بلکه مقداری از آروز های او را بگیرید. و زرتشت نیچه نیز خبر می دهد که شخص به خوشبختی موقعی می رسد که غریزه حسادت و انتقام جوئی را از دست بدهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 20:26  توسط چوبینه  |