تبليغاتX
فلسفه تاریخ
مختصرهای در مورد تاریخ و فلسفه

آدرس جدید

 

 http://chubin.net

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 23:18  توسط چوبینه  | 

تئوری تکامل داروین (  Evolution )

بطور قطع در سال  ۲۰۰۹ که  دویستمین ( ۲۰۰) سال روز تولد داروین و  صد پنجاهمین  سال چاپ نخست Origin of Species  خواهد بود دوباره بحث مابین مذهب و علوم طبیعی در مورد مسئله آفرینش از سر گرفته خواهد شد. ملحدان برای رد نظریه آفرینس در کتب مقدس دین های ابراهیمی نظریه  داروین را مطرح می کنند. بعقیده آتئیست ها  منشاء زندگی و تکامل انسان را علم بیولوژی تکامل داروین ، بدون در نظر گرفتن نیروهای ماوراء طبیعی و آسمانی ،بدرستی ثابت می کند. نظریه داروین را مراجع مذهبی قبول ندارند و  واتیکان بطور رسمی نظریه داروین را رد نکرده است ، اما این رد نکردن نظریه داروین دلیل بر بیطرفی و بی تفاوتی کلیسا در رابطه با تئوری تکامل نیست. واکنش کلیسا پس از جریان گالیله در مقابل علوم طبیعی احتیاط آمیز است . در کشور های اسلامی ( عرب ) بطور جدی به نظریه داروین برخورد نشده است. در سال ۱۸۷۸ جلال الدین افغانی بزیان فارسی در نوشته ای بنام " رد نظریات ماتریالیستی"  تئوری تکامل داروین را رد می کند ، اما بعید بنظر می رسد که  افغانی کتاب Origin of Species  داروین را مطالعه کرده باشد. در ترکیه  چند بار تا بامروز و بدون نتیجه سعی به محدود کردن نظریه داروین در کتب درسی در مدارس و دانشگاه شده است. علم بیولوژی مدرن برخی از نظریات داروین را رد کرده است ( داروین با تئوری ژنتیک آشنا نبود ) و از طرف دیگر نیز نژاد پرستان تعبیر غلطی از تئوری تکامل ارائه کرده اندکه فقط نوع برتر موجود زنده قادر به ادامه زندگی است. بر عکس عقیده بسیاری که معتقدند تئوری داروین یعنی پیشرفت و تکامل موجودات زنده ار نوع ساده به نوع کامل و  مرکب و اینکه طبیعت هدف مشخصی را دنبال می کند اشتباه است. هدف طبیعت پیدایش (  آفرینش ) انسان نبوده و وجود بشر در کره زمین  اتفاقی بوده و می توانست بجای انسان موجود دیگری نیز پدیدار گردد. طیبعت برنامه ای برای پیدایش انسان طرح ریزی نکرده بود. 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 17:9  توسط چوبینه  | 

قبر اسکندر  (  Alexandersarkophag )

مجسمه های  سفید ( مرمر ) از دوره باستان که  امروز در موزه ها قابل دیدن هستند ، بعقیده بعضی از باستان شناسان ، رنگی و نقاشی شده بودند. رنگ این مجسمه ها اما به مرور زمان کم رنگ تر و در نهایت بطور کامل بی رنگ ، سفید ، و  ناپدید می شدند. در سال ۱۸۸۷ باستان شناسان در شهر زیدن ( Sidon) در لبنان یک قبر از مرمر را پیدا می کنند که هنوز رنگ های خود را حفظ  کرده بود. این فبر از مرمر متعلق به پادشاه زیدن ( Abdalonymos) است . این پادشاه زیدن بکمک اسکندر بقدرت می رسد و فرهنگ یونانی نیز در این منطقه اشاعه پیدا می کند. شاید بعلت قدردانی از اسکندر این فبر با نقاشی های از جنگ ایرانیان با یونانیان تزئین شده است. در بدنه این مقبره از مرمر صحنه های شکار  شیر و پلنگ توسط یونانیان و یونانیانی که لباس های ایرانی بر تن دارند و هم چنین یک سوارکار یونانی دیده می شود که با نیز خود یک ایرانی را بقتل می رساند. باستان شناسان معتقدند که این سواره نظام اسکندر است

+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 16:18  توسط چوبینه  | 

قبر اسکندر  (  Alexandersarkophag )

مجسمه های  سفید ( مرمر ) از دوره باستان که  امروز در موزه ها قابل دیدن هستند ، بعقیده بعضی از باستان شناسان ، رنگی و نقاشی شده بودند. رنگ این مجسمه ها اما به مرور زمان کم رنگ تر و در نهایت بطور کامل بی رنگ ، سفید ، و  ناپدید می شدند. در سال ۱۸۸۷ باستان شناسان در شهر زیدن ( Sidon) در لبنان یک قبر از مرمر را پیدا می کنند که هنوز رنگ های خود را حفظ  کرده بود. این فبر از مرمر متعلق به پادشاه زیدن ( Abdalonymos) است . این پادشاه زیدن بکمک اسکندر بقدرت می رسد و فرهنگ یونانی نیز در این منطقه اشاعه پیدا می کند. شاید بعلت قدردانی از اسکندر این فبر با نقاشی های از جنگ ایرانیان با یونانیان تزئین شده است. در بدنه این مقبره از مرمر صحنه های شکار  شیر و پلنگ توسط یونانیان و یونانیانی که لباس های ایرانی بر تن دارند و هم چنین یک سوارکار یونانی دیده می شود که با نیز خود یک ایرانی را بقتل می رساند. باستان شناسان معتقدند که این سواره نظام اسکندر است

+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 16:17  توسط چوبینه  | 

اسناد تاریخی خبر می دهند که در دوره باستان نقاشی بر چوب بسیار رایج و متداول بوده است ، اما از آن جائیکه چوب در مقابل عوامل طبیعی کم مقاوم است بیشتر این تصاویر چوبی از بین رفته اند. یکی از این نوادر نقاشی چوبی از دروه باستان  قبر " تومول " در استان افیون ( Afyon ) در ترکیه است. این آرمگاه از چوب  حدود ۲۴۰۰ سال پیش بنا گردیده است و معماری آن صدمه زیادی هم ندیده است .اما طبق معمول سارقان اشیاء عتیقه زودتر از باستان شناسان از این آرمگاه بازدید کردند . دزدان عتیقه شی ء با ارزشی را بدست نیاوردند و از سرخوردگی تعدادی از تیر ها چوبی نقاشی شده آرمگاه را اره کردند و بسرقت بردند. موزه شهر افیون از این سرقت اطلاع حاصل می کند  و برای جلوگیری از دزدی مجدد مابقی چوب های آرمگاه را  به موزه انتقال و در اطاق زیر سقف موزه جای می دهند. موزه شهر افیون خبر از این سرقت آرمگاه را می دهد که مورد توجه افکار عمومی قرار نمی گیرد و قبر "تومول" بدست فراموشی سپره می شود. فقط یک محقق درخت شناسی (  Dendrochronologie ) از دانشگاه Cornell در نیویورک در سال ۱۹۸۹ و دو باره در سال ۱۹۹۱ برای بررسی این چوب ها به افیون سفر می کند. سفر پژوهشی این محقق آمریکائی زیاد موفق آمیز نبود و دوباره این آرمگاه بدست فراموشی سپرده می شود.  کشف مجدد چوب های نقاشی شده نه در ترکیه بلکه این بار در شهر مونیخ در آلمان صورت می گیرد. به اداره باستان شناسی مونیخ خبر می رسد که تعدادی نقاشی بر چوب که بنظر می رسند  قدیمی باشند در اختیار یک شرکت حمل و نقل قرار دارند. یکی از کارمندان این شرکت حمل و نقل که قصد تخلیه انبار شرکت  را داشت در آخرین لحظه و قبل از انتقال این چوب ها به زباله گاه شهر متوجه این نقاشی های بر چوب می گردد و اداره باستان شناسی شهر مونیخ را مطلع می سازد. خیلی زود معلوم می شود که این چوب ها چوب های سرقت شده از مقبره " تومول " در ترکیه هستند. از قرار معلوم دزدان موفق بفروش این چوب ها نشدند  و برای دریافت آن ها نیز به شرکت حمل و نقل نیز مراجعه نکردند. این چوب ها در اینستیتو باستان شناسی مونیخ ترمیم ، بازسازی می شوند و با کمک مالی یک موسسه خصوصی به موزه شهر افیون انتقال می یابند. با همکاری متخصصان آلمانی این بار آرمگاه در موزه شهر افیون بنا می گردد. دیوار شمالی مقبره بطور کامل بازسازی شده است و تصویر حیوانات وحشی و ارابه های جنگی را نشان می دهد. چوب های دزدی شده دیوار شرقی را در بر می گیرند و در این بخش ۱۷ مرد ، سه زن و ۱۶ اسب و دو ارابه مشاهده می شوند. در قسمت زیرین بخش شرقی فرمانده ایرانیان ( پادشاه ) دیده می شود که شمشیر خود را به بدن دشمن ( Skythen ) فرو کرده است (عکس پایینی، قسمت چپ). بخش غربی آرمگاه کامل نیست و نقاشی کم رنگ دو شیر را بنمایش می گذارد. باستان شناسان مونیخی بر این عقیده هستند که در این آرمگاه برای یک مرد  در نظر گرفته شده است و اینکه آیا این مرد یونانی ، لیدر و یا ایرانی است معلوم نیست. باستان شناسان اضافه می کنند که نمادهای قدرت و رفتار  هخامنشی در  نقاشی های چوبی آرمگاه " تومول " بخوبی مشاهده می شوند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 19:41  توسط چوبینه  |